بروزترین وبلاگ فوتبال
جمعه 8 شهريور 1392برچسب:, :: 12:24 :: نويسنده : حمید
آخرین برنامه نود، حول محاکمه علی کفاشیان به جرم صندوق خالی فدراسیون و حسین هدایتی به جرم تزریق سرمایه بیبازگشت به فوتبال دور میزد نود، برنامه جذاب و عادل مجری مسلط و توانایی است ولی نمیتوان بینندگان بیشمار آن را به جذابیت برنامه نسبت داد. برنامههای صرفا فوتبالی در همه شبکههای دنیا پربینندهاند و از محبوبیت این ورزش نشات میگیرد، ظاهرا عدم توجه به این نکته بدیهی این توهم را در ایشان دامن زده که با سود بردن از محبوبیت و دست کوتاه حریفان از آن، میتوان در این حوزه عالم و آدم را به محکمه کشید. آخرین برنامه حول محاکمه علی کفاشیان به جرم صندوق خالی فدراسیون و حسین هدایتی به جرم تزریق سرمایه بیبازگشت به فوتبال دور میزد. این نمایش تلویزیونی با سرمایهگذاری روی جهل عمومی نسبت به مشکلات اساسی و کنونی فوتبال ایران که نود نه هیچگاه به آنها پرداخته و نه اصلا قادر به طرح آنهاست و نه چنین کاری به سود این برنامه است چرا که خود برنامه از این شرایط خاص کم بهره نمیبرد. قبل از ورود به اصل مطلب مقدمهای کوتاه لازم است. با توجه به تحولات فوتبال جهان در دهههای اخیر، حرفهای شدن بر ما تحمیل شد. در فوتبال با کمتر از دو سده تاریخ، ایران حدود یک سده سابقه دارد لذا فوتبال ما ناگزیر از تن در دادن به فوتبال حرفهای و الزامات آن بوده و هست. در خلاصهترین بیان فوتبال حرفهای بر اساس «دیدن» بازی فوتبال بنا شده است و در آن بازی فوتبال کالایی نمایشی است که مردم برای دیدن آن حاضر به هزینهاند. با حرفهای شدن فوتبال به صنعت (فعالیت تولیدی) و باشگاه به بنگاه اقتصادی تغییر ماهیت داد که کالا (بازی فوتبال) تولید میکند و خریداران (تماشاگران) فراوان وبازار میلیارد نفری دارد و در این رکود اقتصاد جهانی، سرمایه به طرف آن سرازیر و حاکی از رونق بازار و رشد روزافزون این صنعت در دنیاست. در فوتبال کنونی باشگاهها بر گردش مالی و کسب درآمد متکی و حتی نیاز به کسب سود جهت تامین سرمایه برای رشد و ادامه فعالیت دارند اما در فوتبال به ظاهر حرفهای ما، به جز کمبودهای ساختاری اعم از زمین تمرین، استادیوم و... که نود موجودیت و رونق برنامه خود را مدیون برجسته کردن و به نقد کشیدن آنهاست، موانع ذهنی و نظری وعملی مهمتری وجود دارد که مانع از شکلگیری و رشد این صنعت میشود که از شماره بیرون است با ذکر مصداقهایی میتوان توجه خوانندگان را به آن جلب کرد. وقتی «بازی فوتبال» به عنوان کالای تولیدی فاقد تعریف قانونی و حقوقی است و حقوق مالکانه باشگاه نسبت به کالای تولیدیاش روشن نیست و از همه بدتر کالائی که «دیده شدن» مهمترین راه کسب درآمد آن است و باشگاه ناگزیر است آن را در بازاری انحصاری (صداوسیما بعنوان تنها خریدار) عرضه و در نتیجه ارزش کالا را خریدار تعیین میکند، ناگزیر بخش عمده از درآمد و سود، دودستی تقدیم خریدار میشود و بخشی از سرمایه باشگاه را هم با خود میبرد و وقتی اصلا شرایط امکان فعالیت برای این صنعت وجود ندارد مدیر هر قدر هم توانا باشد در این شرایط چه کاری از دستش برمیآید؟ البته دولتی بودن فوتبال مقولهای جداست و نباید آن را با این موضوع اشتباه گرفت. آقای فردوسیپور در مورد قوانین فوتبال مو را از ماست بیرون میکشد اما آیا پذیرفتنی است خبر نداشته باشد که با حرفهای شدن فوتبال قانون تجارت و قوانین کار بر فوتبال حاکم شده است؟ چرا این موضوعات نظر او را به خود جلب نمیکند؟ وقتی فوتبال اسما حرفهای ما قادر به فروش و کسب درآمد و سود نیست تا این صنعت رونقی گیرد و با پرداخت درصدی از درآمد به فدراسیون این نهاد را از زیر یوغ مالی دولت بیرون کشد و عملا استقلال پیدا کند و فدراسیون با بودجه ریالی سالیانه و ثابت و این فوتبال بیرونق که اسپانسرها را فراری میدهد و رقم بالای هزینههای ارزی که فقط در عرض یک سال ارز سهبرابر شده و استقرار دولت جدید و هنوز ناآشنا به امور و... چه کاری از دستش برمیآید و آیا سخنان آقای کفاشیان چنان خالی از منطق بود که ایشان در قیاسی معالفارق با سایر کشورها استفاده آنها از فیفادی و عدم استفاده ما، کار را به خنده و لودگی بکشاند که چرا یک تیم دم دستی برای بازی با ایران پیدا نمیکنید تا با چنین راهکاری سوژه برای برنامه بعدی نود فراهم شود. یا وقتی باشگاهها بیدرآمد و سود، ناگزیرند برای حفظ بقـا حداقل هزینهها را فراهم کنند جز کمکهای دولت، امدادهای غیبی و خیرخواهانه و یا سرمایهگذاری بیبازگشت کسانی چون هدایتی مگر راهی دیگری سراغ دارید تا حداقل ۱۶تیم در لیگ برتر و ۲۴تیم در دسته یک بتوانند با هم رقابت کنند و به زور سیلی صورت خود را سرخ نگه داریم که آهای جهانیان ما هم هستیم تا شاید در آینده راه حل عاجلی پیدا شود. چرا همه مدعیان طلب از هدایتی را پشت خط آورده و نام آنها را اعلام میکنید؟ آیا از جهل آنها نسبت ادعایشان بیخبرید؟ و چرا اینجا از معیار اصلی خود قیاس فوتبال ما با جهان سود نمیبرید؟ کجای دنیا سهامدار باشگاه طرف قرارداد بازیکن است؟ یعنی شما قادر به تفکیک شخصیت حقیقی از شخصیت حقوقی باشگاه نیستید؟ یا برای داغ کردن برنامه تجاهل میکنید و از عوامفریبی که در این برنامه بارها دیگران را به این اتهام مواخذه کردهاید هم ابایی ندارید یا وقتی از اصرارهای بیخود (که بیشباهت به تفتیش عقاید نبود) که نیت آقای هدایتی از این هزینه کردنها چیست نتیجه نگرفتید با کلامی که خالی از وهن و لودگی نبود از نیازمندان دیگر برای کمک نام بردید. با اینکه نود برنامهای انتقادی و مورد علاقه مردم است و نقدهای ان خالی از لطف و فایده نیست اما به دلیلی کاملا واضح نمیتواند نقدهای خود را از سطح به عمق گسترش دهد و به مصداق «چاقو دسته خود را نمیبرد» چون خود ازشرایط انحصاری و درآمدهای گمشده فوتبال ایران (آگهیها) و خلاهای موجود تغذیه کرده و بهره میبرد و فقط در صورت وجود رقبای جدی عیار واقعی آن معلوم خواهد شد و آن وقت دیگرستارگان فوتبال ایران به عنوان تنها منفذ برای دیده شدن مجبور نخواهند بود به خاطر دعوت به برنامه از مجری تشکر کنند و مثل سایر نقاط در جهان، مجری از حضور آنها در برنامه تشکر خواهد کرد. نظرات شما عزیزان:
آخرین مطالب
لینک های دوستان
|
|||
![]() |